از هر آدمی چیزی برای ما میمونه
هرکدوم با همون احساسی که در ما ایجاد کردن
میرن میشینن یه گوشه تو قلبمون
گَهگاه هم ممکنه به هر بهونه ای یادشون بیفتیم
بعد از تَهِ قلبمون صداش رو میشنویم و اون حسی که
در ما ایجاد کردن برامون زنده میشه ...
حالا تو فکر کن این حس میتونه
غم ، دلتنگی، مهربونی، عشق، امید،انتظار
ترس، نفرت، حسرت، شادی ...
یا هر حس خوب یا بدِ دیگه ای باشه ...
خوش به حالِ اونی که تو دل بقیه با حس خوب جا خوش کرده ...
.
دوست دارم بدونم
من با چه حسی تو قلبِ آدمایی که من رو میشناسن هستم ...!؟
.
.
پ.ن؛
یا مثلا تَه نشین! یا مثلا آثار! یا خاطره! یا یاد ... :)
عنوان رو میگم ...
برچسب:
نویسنده: سپیده خوشنام